از زندگی چیزی به جز غم قسمت ما نیست

اصلا برای غیر او در قلب ما جا نیست

 

همخانه ی تنهای عاشق کیست غیر از غم ؟

جز غم، کسی همخانه ی این مرد تنها نیست

 

نامهربان و سختگیر و قاتل است اما

جز او رفیقی با وفا در کل دنیا نیست

 

این غم که کنج خانه ی دل منزلش دادیم

شایسته اش افسانه ی مجنون و لیلا نیست

 

شد یادگار عاشقی درد خودآزاری

بیچاره بیماری که در فکر مداوا نیست

 

در لحظه بودن را خریدیم از دکان عشق

شکرِ خدا ما را غم امروز و فردا نیست

 

این نامراعات نظیر هر غزلساز است :

هرشب دل و شعر و غم و سیگار... زیبا نیست ؟

 

شاعر : "حمید اقبالی"