می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ما

شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی ما

 

دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند

دلِ چون سنگ تو را در دل چون شیشه ی ما

 

اگر از کشته ی خود نام و نشان میپرسی

عاشقی شیوه ی ما بود و جنون پیشه ی ما

 

سرنوشت تو هم ای عشق! فراموشی بود

حک نمیکرد اگر نام تو را تیشه ی ما

 

ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک

چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما

 

شاعر :  " فاضل نظری "