جنون پیشه ی ما.../ فاضل نظری
می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ما
شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی ما
دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند
دلِ چون سنگ تو را در دل چون شیشه ی ما
اگر از کشته ی خود نام و نشان میپرسی
عاشقی شیوه ی ما بود و جنون پیشه ی ما
سرنوشت تو هم ای عشق! فراموشی بود
حک نمیکرد اگر نام تو را تیشه ی ما
ما دو سرویم، در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما
شاعر : " فاضل نظری "
+ نوشته شده در ساعت توسط مجنون
|
محفل خوره های ادبیات !